
ذکر شریف ارباب تسبیح مستجاب است پس یا حسین گفتن اصلیترین ثواب است یک قطره اشک ما را هفتاد حج نوشتند ارباب دست و دل باز از بس که خوش حساب است یک بیت گریه کردیم صد جلد معرفت شد شوری اشک هیأت شیرینترین کتاب است جون حسین باشی بوی بهشت داری عطر لباس نوکر خوشبوتر از گلاب است این منسبی که داریم با انتخاب زهراست مادر برای فرزند دنبال انتساب است ذکر مصیبت او تضمین خانۀ ماست کاخ بدون روضه کاشانهای خراب است هربار گیر کردیم گفتیم یا رقیه این نازدانه نامش در هر زمان جواب است دوری وبالمان شد زخمی به بالمان شد یک سال بی زیارت بالاترین عذاب است خرجیِ کربلا را پای نجف نوشتند بانیِ اربعینش شخص ابوتراب است ارباب آبها را لب تشنه سر بریدند از داغ حنجر او دلهایمان کباب است زینب میان کوفه جانش به لب رسیده سر آستین پاره آخر کجا حجاب است آزار پشت آزار بازار پشت بازار آل علی گرفتار دست همه طناب است آن بانویی که گریان دنبال نیزهداران هی میدود پریشان حس میکنم رباب است **** باز چشمم به بلایی روشن است امتحان تازۀ صبر من است بعد گودال تو با حالی جدید میروم امروز گودالی جدید گریه کن بر روضۀ مکشوفهام پا برهنه کوچه گرد کوفهام غم زیاد است پریشانی زیاد دارم اینجا آشنایانی زیاد وای بر این روزگارم وای وای محملی بی پرده دارم وای وای خندهها بر اشک و آهم میکنند میشناسند و نگاهم میکنند جای گل زخم زبانم میدهند این و آن بر هم نشانم میدهند سعی و کوششهای من بی حاصل است دست بسته رو گرفتن مشکل است ساقی بی دست عباسم مدد دستهای من شکسته از لگد ای هلال چشم بر من دوخته موی تو مانند مویم سوخته با لباس پاره روی پر غبار بودم از ام حبیبه شرمسار بچهها از ضعف افتادند و بعد نان به ما خیرات میدادند ...