
ای که با آلودهای چون من مدارا میکنی دردهایم را به یک ناله مداوا میکنی تو کریم سفره داری من گدای دورِگردم با گدای خود همیشه با کرم تا میکنی ماه مهمانی گذشته و کاسه من خالی است کاسه را پُر کن چرا امروز و فردا میکنی تا جوانی دیده گریان عذر خواهی میکند با ملائک مینشینی و تماشا میکنی هر کسی این یک ماه را آمد سحرها گریه کرد پای او را یک سحر صحن نجف وا میکنی لایق لطفت نبودم من که میدانم اگر لطف بر ما میکنی با عشق مولا میکنی تا که میگویم حسین عرش تو میریزد به هم گوئیا در سینهام شش گوشه بر پا میکنی هر که بر پیشانیاش بنوشته زوارالحسین در قیامت زود میگردی و پیدا میکنی گریهکنهای حسین محشر معطل نیستند راهشان را جانب باب الحسین وا میکنی شک ندارم هر کسی شد بیشتر خرج حسین عاقبت او را چنان مهمان زهرا میکنی یعنی امسال اربعین من هم خدایی میشوم؟ از نجف پای پیاده کربلایی میشوم؟ ******