نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شب های جمعه گریه آب و رنگ دارد پیراهنی که جای صد ها چنگ دارد مادر شکایتها ز روز جنگ دارد گوید چرا روی تو جای سنگ دارد گوید مرا با روضه هایت پیر کردی مثل خودم زیر لگدها گیر کردی مانند من ترکیب اَبرویت به هم ریخت با هر تکان ضربه گیسویت به هم ریخت خوردی زمین و وضع پهلویت به هم ریخت آتش گرفتی یا حالت رویت به هم ریخت خیلی شبیه مادرت زهرا شدی تو آشفته گیسو زیر دست و پا شدی تو گوید بنی یا بنی یا بنی برخیز آمد مادرت زهرا بنی من بی وضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرت باید بگردم بر نیزه ها و نیزه دار پست لعنت بر آن که را حنجرت را بست لعنت بر خیزران و تشت و قومی مست لعنت بر آن که دندان تو را بشکست لعنت با هر تکان خیزران زینب زمین خورد از تشت افتاد و سرت با لب زمین خورد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد