اسم تو آمد روضه خوان دم را عوض کرد

اسم تو آمد روضه خوان دم را عوض کرد

[ حاج منصور ارضی ]
اسم تو آمد روضه خوان دم را عوض کرد
داغ عظیمت معنی غم را عوض کرد 

من یازده ماه است که چشم انتظارم 
شور حسینی‌ات محرم را عوض کرد

اصلا به اعمال کمم دلخوش نکردم
احسان تو تقدیر آدم را عوض کرد

چشمی که شد اهل بکاء، اهل بهشت است
جانم به اشکی که جهنم را عوض کرد 

بیمار بودم، خسته بودم، زار بودم
گفتم حسین این ذکر حالم را عوض کرد

عالم بداند راه من راه حسین است
شش گوشه‌ی تو، راه عالم را عوض کرد
 
پیراهن خونی که آویزان شده از عرش
حال و هوای مادرت را هم عوض کرد

غش کرد زهرا موقع تعویض پرچم
 با چادر خاکیش پرچم را عوض کرد

قربان آن حاجی‌ که حجش را رها کرد
لب‌های خشکش طعم زمزم را عوض کرد

نزدیک مغرب مسلمش می‌گفت: برگرد
که کوفه آن میثاق محکم را عوض کرد 

این‌جا میا، آن‌ کس که دنبال سر توست
جای من و یک کیسه درهم را عوض کرد

از روی دارم دیده‌ام بالای نی را
تصویر من، تصویر مبهم رو عوض کرد
______
سلام ای که نماز مرا وضو شدی حسین جان
برای قبله‌ی عشاق سمت و سو شدی

آهای رایحه‌ی دلنشین سیب خدا
هزار مرتب از پشت بام بو شدی

شکست حرمت دندان من فدای سرت
 تو آن خُمی که مراد من سبو شدی

به غیر من که در این شهر مرده مهمانم
کجاست بی‌کس و آواره، کوه به کو شدین

به جرم عشق تو مشغول دست و پا زدنم
چنان کبوتر‌ با دشنه روبرو شده‌ای

تن لگد شده‌ام جمع جور شد آخر 
شبیه پیروهن پاره رفو شده‌ای

نظرات