نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در دو روزِ زندگی غربت فراوان دیدهام بارها از پیکرِ خود، رفتنِ جان دیدهام از غروبِ روزِ عاشورایِ سالِ شصت و یک بر دلِ زهراییام زخمی نمایان دیدهام حجِ نیمه کارهام کامل شد و در کربلا عصرِ عاشورا به جای عیدِ قربان دیدهام در مِنا آبِ گوارا دستِ زائرها دهید حاجیام را در تَهِ گودال عطشان دیدهام خندههایِ حرمله خیلی غرورم را شکست مادرِ ششماهه را با چشمِ گریان دیدهام کَعبِ نِی از شمر و ابن سعدِ مَلعون خوردهام یک حرم را بینِ آتش، مات و حیران دیدهام آنقَدَر در بینِ صحرا بر زمین افتادهام آنقَدَر در پایِ خود خارِ مُغیلان دیدهام خاطراتِ تلخِ شام از خاطرم هرگز نرفت خِیزَران را بر لبِ قاریِ قرآن دیدهام یک شبِ راحت نخوابیدم از آن روزی که من عمهها را بینِ نامحرم، پریشان دیدهام یادگارِ کربلا افتاده از شور و نوا باقرِ آلِ عبا تشنهلب جان میدهد یادِ شهیدِ سَر جدا باقرِ آلِ عبا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد