
نام مَه بردم شبی روی تو هم آمد به یاد در دلِ شب حلقهی روی تو هم آمد به یاد خاطرات کودکیام خاطراتِ کربلاست هر کجا رفتم فقط بوی تو هم آورد به یاد پنج سالم بود دنبال سرت رفتم به شام پای نیزه زخم اَبروی تو هم آمد به یاد ماهِ زینب از فراز نیزهها خوردی زمین نام مَه بردم شبی روی تو هم آمد به یاد هر کجا دیدم کسی گیسو پریشان میکند دست شمرو تابِ گیسوی تو هم آمد به یاد هر کسی در روضه از پهلوی مادر یاد کرد نیزهی در بین پهلوی تو هم آمد به یاد