نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هزار خاطرهی غم نمیرود از یادم غروب سرخِ مُحرّم نمیرود از یادم به گاهوارهی خالیِ اصغرم سوگند رباب و خیمهی ماتم نمیرود از یادم فرات بود و عطش بود و کودکانِ حرم خروشِ غیرتِ زمزم نمیرود از یادم دَمی که هستیِ زینب زِ روی زین افتاد همان مصیبت اعظم نمیرود از یادم به دشت دختر و زنها برهنه پا و دوان بدون یاور و مَحرم نمیرود از یادم به شهر شام به بزمِ یزید بین تشت سرِ شکسته و دَرهم نمیرود از یادم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد