در دو روز زندگی غربت فراوان دیدهام
حاج محمود کریمیپسندیدن22
بازدید2.9K
در دو روزِ زندگی غربت فراوان دیدهام بارها از پیکرِ خود، رفتنِ جان دیدهام از غروبِ روزِ عاشورایِ سالِ شصت و یک بر دلِ زهراییام زخمِ نمایان دیدهام حجِ نیمه کارهام کامل شد و در کربلا عصرِ عاشورا به جای عیدِ قربان دیدهام در مِنا آبِ گوارا دستِ زائرها دهید حاجیام را در تَهِ گودال عطشان دیدهام خندههایِ حرمله خیلی غرورم را شکست مادرِ ششماهه را با چشمِ گریان دیدهام شرمساری غَیورِ خیمه را حس کردهام بر رویِ مَشکِ عمویم جایِ دندان دیدهام کَعبِ نِی از شمر و ابن سعدِ مَلعون خوردهام یک حرم را بینِ آتش، مات و حیران دیدهام آنقَدَر در بینِ صحرا بر زمین افتادهام آنقَدَر در پایِ خود خارِ مُغیلان دیدهام چشمِ من بر آیهیِ شَقُّ الْقَمَر افتاده است آیه خواندن بر درخت از شمسِ تابان دیدهام خاطراتِ تلخِ شام از خاطرم هرگز نرفت خِیزَران را بر لبِ قاریِ قرآن دیدهام یک شبِ راحت نخوابیدم از آن روزی که من عمهها را بینِ نامحرم، پریشان دیدهام با همین چشمِ وَرَم کرده خودم جان کندنِ عمهیِ همبازیام را کنجِ ویران دیدهام حسین، حسین .... چه تفاوت بکند، ناله کند یا نکند که دلِ سوخته را ناله مداوا نکند چه تفاوت بکند، پا بکشد یا نکشد کاش میشد خودش اینقدر تقلا نکند زهر اینبار چه دارد، متورم شده است زهر با این تَنِ بیمار مدارا نکند