
هزار خاطرهی غم، نمیرود از یاد غروب سرخ محرم، نمیرود از یاد (به گاهوارهیِ خالیِ اصغرم سوگند)۲ (رباب و خیمهیِ ماتم، نمیرود از یاد)۲ (فرات بود و عطش بود و کودکان حرم)۲ خروش غیرت زمزم، نمیرود از یاد (دمی که هستیِ زینب ز روی زین افتاد)۲ همان مصیبت اعظم، نمیرود از یاد (به دشت دختر و زنها، برهنه پا و دوان)۲ بدون یاور و مَحرم، نمیرود از یاد (به شام بر سر ما، سنگ میزدند از بام)۲ بلای شهر جهنم، نمیرود از یاد گه خزانم، گه بهارم، یا حسین (هرچه دارم، از تو دارم یا حسین)۲