
بیابان بود و صحرا بود، آنجایی که من بودم هزاران خیمه بر پا بود، آنجایی که من بودم شمیم یاس یاسین، دشت را پر کرده بود اما گلاب اشک زهرا بود، آنجایی که من بودم قیام عاشقان راست قامت بود، عاشورا قیامت آشکارا بود، آنجایی که من بودم تمام سورهی ایثار و آیات جوانمردی به هفتاد و دو معنا بود، آنجایی که من بودم پیامِ روشنِ اَلمَوْت اَحلیٰ مِن عَسَل یعنی شهادت هم گوارا بود، آنجایی که من بودم صدای بت شکستن در فضا پیچیده بود اما خلیل الله تنها بود، آنجایی که من بودم شعاع آفتاب از مشرق گودال سر میزد که ثارالله پیدا بود، آنجایی که من بودم شدم محو نگاه عمهام زینب که در چشمش تمام دشت زیبا بود، آنجایی که من بودم چرا آن روز تل زینبیه اوج عزت شد که چشمانداز فردا بود، آنجایی که من بودم هلال ماه نو وقتی نمایان میشد از محمل فقط یک نیزه بالا بود، آنجایی که من بودم