
خاطراتِ بیقراری، همیشه یادش میمونه (یه چِشِش زَمزَمِ اشکه، یه چِشِش فُراتِ خونه)۲ روز و شب بارونیه، چِشایی که به خون نشسته میشه آمادهیِ رفتن ولی با دلی شکسته آبِ خوش حتی یه لحظه، از گلوش پایین نمیره تا یه شیرخواره میبینه، (میخواد از غصه بمیره)۲ ای وای حسین، ای وای حسین ... ***** (از زندگی سیره)۲ آروم نمیگیره ببینید با هر بهونه، یه گوشه زبون گرفته (زیرِ لب روضه میخونه، با چشایِ خون گرفته)۲ (کوچههایِ شامو خاکستر و دود یادش نمیره)۳ بوسهیِ خِیزَرونو لبِ کبود، یادش نمیره کُشتهیِ زَهرِ جَفا نیس آقایِ غریب و تنها جون داده میونِ گودال (با یه قلبِ اِرباً اِربا)۲ ای وای حسین، ای وای حسین ...