نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ترَک بر استخوانت خورد و کوبیده شد از زنجیر ولیکن خنجرِ کُندی نشد با حنجرت درگیر اگرچه پیکرت بر روی دستِ چند حمّال است تنِ جدِّ غریبت غرق خون در بین گودال است خدارا شکر، بعد از تو غرورِ خواهرت نشکست کسی بر صورتِ طفلِ صغیرِ تو نزد با دست السَّلامُ علی المعذّبِ فی قعر السُجون و ظُلَمِ المَطامیرِ ذی السّاق المرضوض خمیده خمیده، خمیده خمیده رسیدم به تو شکستم شکستم غمِ جسمِ تو عزیزم عزیزم شبیهِ تنت بریده بریده میگم اسمتو بریده بریده نفس میزنی فقط مادرت رو صدا میزنم نزن دست و پا که میافتم دَمِ قتلگاه دست و پا میزنم اجازه بِده تا جلوتر بیام که از زیر نیزه خلاصت کنم بیا صورتت رو نکِش روی خاک اصلا اومدم التماست کنم بمیرم بمیرم که غارت شدی میرم خواهش از دشمنت میکنم میرم پس میگیرم لباسِ تو رو خودم پیرهنت رو تنت میکنم غریبم غریبم یه کاری بکن جلو بچهها حرفِ بد میزنن منو مثل بابا کشیدن رو خاک تو رو مثل مادر لگد میزنن صلیالله علیک یا عطشان مقتل میگه افتادی آقاجان مقتل میگه از مادر آب خواستی آقا بردن پیرهنت رو راستی مقتل میگه پنجه تو موت کردن بیپیراهن هِی زیر و روت کردن خواهرت به نفس نفس افتاد خیمه دستِ شمر و شبث افتاد مقتل میگه از مادر آب خواستی آقا بردن پیرهنت رو راستی سر پیراهنت پیرم کردن از زندگی سیرم کردن از زندگی، سیرم کردن گفت هر چه میخواهی تو با جانم بکن مادرم اینجاست عریانم نکن مظلوم بودیو از آب فرات، محروم بودیو یا اباعبدالله تنها بودیو فکرِ خیمهی زنها بودیو تشنه بودی و زنده بودی و رگهاتو بُرید حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد