بگذار کمی عرض ارادت بنویسم

بگذار کمی عرض ارادت بنویسم

[ سیدمهدی میرداماد ]
بگذار کمی عرض ارادت بنویسم
دور از تو با نیت غربت بنویسم

سجاده‌ی شب پهن شده، حَیِّ علَی شِعر
بگذار برایت، دو سه رکعت بنویسم

بگذار که ده مرتبه در ظلمت این شهر
یا هادی و یا هادیِ اُمت بنویسم

شاید که چنان رود سَر راه بیایم
بر صفحه‌ی صحرای جنون خط بنویسم

مقصود من از یا مَن اَرجوهِ رجب‌ها
غیر از تو، که را وقت عبادت بنویسم

با ذرّه‌ای از مهرتو، ای چشم تو خورشید
از نور تو، تا روز قیامت بنویسم

با این‌همه آلودگی، ای آیه‌ی تطهیر
از سوره‌ی انفاق و کرامت بنویسم

بر داشته باد از رخ تو پرده و من نیز
بی پرده برای تو روایت بنویسد

شیر آمده از پرده برون با نفس تو
تا من‌هم از این رتبه‌ی خِلقت بنویسم

تو ضامن شیر و پدرت ضامن آهوست
حقِ دل من نیست که حسرت بنویسم

من شاعر چشم تو‌ام اَلمِنَتُ لله
پس می‌شود از روی بصیرت بنویسم

هر لحظه بر‌افروختم از داغ چو لاله
هر آیینه از درد، به حیرت بنویسم

از غِفلت ما بوده که کرکس شده شاهین
پس با قلم شرم زغفلت بنویسم

از سنگ زدن بر دل آیینه بگویم
از سوختن پرده‌ی حرمت بنویسم

دست وقلمم نه، دهنم بشکند امروز
چیزی اگر از حد جسارت بنویسم

من آمده‌ام نقطه سر خط بنویسم
از جامعه، از شرح زیارت بنویسم

ای مَهبَطِ وحی،ای نفست معدن رحمت
بگذار که از چشمه‌ی حکمت بنویسم

حالا که تویی راه رسیدن به خداوند
این قافیه را نیز هدایت بنویسم

آه ای دهمین ذکر مُجیبُ الدَعَواتم
مُضطَرم و بگذار که حاجت بنویسم

حالا که نوشتند: وکُنتُم شُفَعایی
بگذار زِ اسباب شفاعت بنویسم

از خون گلویی که به قُنداقه نشسته
از دست قلم گشته‌ی غیرت بنویسم

من آمده‌ام نقطه سر خط بنویسم
از مردم نامرد شکایت بنویسم

از زهر جگر سوز نوشتم جگرم سوخت
از تشنگی‌ات وقت شهادت بنویسم

از حمله‌ی بر خانه‌ات از قوم بگویم
از رفتن با پای پیاده پی مرکب
از ماندن در هرم حرارت بنویسم

شب بزم شراب، آیه‌ی تطهیر، تعارف
باید چقدر ذکر مصیبت بنویسم

امشب چقدر سامره نزدیک به شام است
کوتاه شده فاصله، راحت بنویسم

از روی سَرِ بَر سَرِ نِی روضه بخوانم
از خط کبودیِ اسارت بنویسم

هشتاد زن و بچه‌ی در سلسله بسته
هر سلسله را غرق جراحت بنویسم

سخت است سه ساله وسط بزم پیاله
سخت است که از چشم حقارت بنویسم
****
حسین
ای تشنه لب حسین حسین حسین

حسین 
عشق زینب حسین حسین حسین

حسین
ای بی کفن حسین حسین حسین

حسین
عریان بدن حسین حسین حسین
****
کفنی داشت زِ سنگ و 
کفنی داشت زِ تیر و 
کفنی داشت زِ خاک
تا نگویند حسین ابن علی بی کفن است

یاحسین یاحسین..

پربازدید ترین شعر روضه سیدمهدی میرداماد محرم و صفر امام هادی (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام هادی (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام هادی (ع)

محبوب ترین سیدمهدی میرداماد

نظرات