
بگذار کمی عَرضِ اِرادَت بنویسم دور از تو و با نیّتِ غُربت بنویسم سجادهی شب پَهنشده حَیِّ عَلَیالشعر بگذار برایت دو سه رکعت بنویسم بگذار که دَه مَرتبه در ظُلمتِ اینشهر یاهادی و یاهادیِ اُمّت بنویسم شاید که چنان رود، سَرِراه بیایم بَر صفحهی صحرای جنون، خط بنویسم مقصودِ من از "یامَناَرجوهِ" رجبها غِیر از تو چرا وقتِ عبادت بنویسم؟ با ذَرّهای از مِهرِ تو اِی چشمهی خورشید از نورِ تو تا روزِ قیامت بنویسم با اینهمه آلودگی اِی آیهی تَطهیر از سورهی اِنفاق و کرامت بنویسم بَرداشته باد از رُخِ تو پَرده و من نیز بیپَرده برای تو روایت بنویسم شیر آمده از پَرده بُرون با نَفَسِ تو تا من هم از این رُتبهی خِلقَت بنویسم تو ضامنِ شیر و پدرت ضامنِ آهوست حَقِ دلِ من نیست که حسرت بنویسم من آمدهام نقطه سَرِخَط بنویسم از جامعه از شرحِ زیارت بنویسم اِیمَهبَطِ وَحی، اِینَفَست معدنِ رحمت بگذار که از چشمهی حِکمت بنویسم حالا که تویی راهِ رسیدن به خداوند من قافیه را نیز هدایت بنویسم آه اِیدهمین ذکرِ مُجیبُالدَّعَواتم مُضطَرَّم و بگذار که حاجت بنویسم حالا که نوشتند: وَ کُنتُم شُفَعائی بگذار ز اسبابِ شفاعت بنویسم از خونِ گلویی که به قُنداقه نِشَسته از دستِ قَلَمگَشتهی غیرت بنویسم من آمدهام نقطه سَرِخَط بنویسم از مَردمِ نامَرد شکایت بنویسم از سوزِ جگرسوز نوشتم که بسوزم ازتشنگیات وقتِ شهادت بنویسم از رفتنِ با پای پیاده پِیِ مَرکَب از ماندنِ دَر هُرمِ حَرارت بنویسم شب، بَزمِ شراب، آیهی تطهیر، تعارف باید چقدر ذِکرِ مُصیبت بنویسم امشب چقدر سامره نزدیک به شام است کوتاه شده فاصله راحت بنویسم هشتاد زن و بچهی در سِلسِله بَسته هر سِلسِله را غَرقِ جراحت بنویسم **** دودِ این شهر مرا از نَفَس انداخته است به هوای حَرَمِ کربوبلا مُحتاجم **** (من حَرَم لازمم دلم تنگ است) ۲ روزگارم ببین بههم خورده تو عراقی و من هم ایرانم سرنوشت این چنین رَقَم خورده **** نماز خواندهام از نوجوانیام امّا ز شیرخوارگیام در عَزات سینه زدم **** سخت است سهساله وسطِ بَزمِ پیاله **** اشکِ سَرِ بُریده درآمد چو پا گذاشت زینب میانِ سِلسِله در مجلسِ یزید داغِ رباب تازه شد آن لحظهای که دید بالا نِشَسته حرمله در مجلسِ یزید بِینِ جامِ شراب و سَرِ حسین چندان نبود فاصله در مجلسِ یزید بالا که رفت چوب، سهساله بلند شد **** تَرکِش گاه به رُخ، گاه به دندان میخورد دَر عَوَض عمّهی ما بود که خود را میزد **** حَورا و طناب وای بَر من قرآن و شراب وای بَر من ناموسِ پیَمبر و کنیزی در شامِ خراب وای بَر من **** زینب و کوچه و بازار کجا زینب و مجلسِ اَغیار کجا