نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باز یَل آمدهاست، معنیِ حی علی خیرالعمل آمدهاست او غزالِ حرم است، تا قصیده شود مثلِ غزل آمدهاست نوجوان است ولی، ادبش گفت که از روز ازل آمدهاست تازه دامادِ حسین، در حقیقت سفرِ ماهِعسل آمدهاست شتر سرخ کجا، پسرِ سرشکنِ جنگِ جمل آمدهاست هدفش ازرق بود، در پیِ کشتنِ این حداقل آمدهاست بخدا با رزمش، طرزِ جنگیدن سقا به مَثل آمدهاست یک نفر جنگیده، نعرهی حیدری از چند محل آمدهاست لشگر از خواب پرید، بیمهابا همه گفتند اَجل آمدهاست همه در حیرتِ او عمه زینب به نقابی زده بر صورتِ او سپرش را برداشت، آمد عمامهی سبزِ پدرش را برداشت حرزِ یافاطمه داشت، یاعلی گفت و تمامِ هنرش را برداشت از عمو بوسه گرفت، خاطرش جمع که بارِ سفرش را برداشت گریه میکرد، ولی دیگر از دوشِ عمو نیز سرش را برداشت از همه دل میکند، تا که از مادر خود هم نظرش را برداشت چون نهال است تنش، از چه رو مردِ حرامی تَبَرش را برداشت وای از این رفتنِ او زرهی نیست که اندازه شود بر تَنِ او خیمه غوغا شدهاست نامه رفتنش انگار که امضاء شدهاست ایعمو زود بیا آخه نوجوانی وسطِ معرکه تنها شدهاست نجمه چشمش روشن چقدَر قاسم او، خوش قد و بالا شدهاست زیر و رو شد بدنت چقدر نیزه، از روی تنت وا شدهاست تو که قاسم بودی از چه تقسیم شدی، جسمِ تو مِنها شدهاست من کشیدم تو را قدت انگار، که اندازهی سَقّا شدهاست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد