ای همسر سردار جهان مادر عبّاس!

ای همسر سردار جهان مادر عبّاس!

[ حاج علی کرمی ]
ای همسر سردار جهان، مادر عبّاس! 
وی دامن تو مهد ادب‌پرور عبّاس! 
در بیت علی آمده، همسنگر عبّاس
خوانده‌ست تو را مادر خود، خواهر عبّاس

این بس که حسین ابن علی، سبط پیمبر
تنها به تو گفته‌ست پس از فاطمه مادر

تو چشمه‌ی فیض از نفس پنج امامی
تو فاطمه‌ی بیت شَه عرش‌مقامی
تو همسر تنها وصی خیرالانامی
تو مادر والاگهر خون و قیامی

جوشد ادب و فضل ز آیات کلامت
پیوسته ز هفتاد و دو تن باد سلامت

دیگر عجبی نیست که حیدر به تو نازد
زینب که بُوَد عصمت داور به تو نازد
تا روز جزا آل پیمبر به تو نازد
عبّاسِ تو در صحنه‌ی محشر به تو نازد

کی مثل تو ای خاک رهت هم سر و هم جان! 
یک روزه دهد چهار پسر در ره جانان؟

تو امّ بنین نه که تو امّ‌الشهدایی
تو مادر فضل و کرم و جود و سخایی
دلباخته‌ی شعله‌ی مصباح هدایی
بیش از پسران گریه‌کنِ خون خدایی

از بس که در امواج بلا یار حسینی
کی گفته پسرهات، عزادار حسینی

روزی که تو رفتی و جهان غرق عزا بود
تابوت تو بر دوش عزیزان خدا بود 
با داغ تو خون بر جگر اهل ولا بود
عبّاس تو ای مادر عباس! کجا بود؟

ای کاش که چون عون، کنارت پسری بود

از جعفر و عثمان عزیزت خبری بود

*****

هزار عبّاس اگر می‌داشت تقدیم علی می‌کرد
نخوان امّ‌البنین او را که امّ‌العارفین بوده

کنیزی کرد زهرا را، مقامش رفت بالاتر
اگر امّ‌البنین، امّ‌البنین شد، اینچنین بوده

خودش را روز اوّل پای زینب روی خاک انداخت
همان‌که پیش اقوام خودش بالانشین بوده

*****

دیده‌ی اوتاد برایت گریست
حضرت سجّاد برایت گریست 

چهار پسر داشتی ای جان پاک! 
رفت غریبانه تنت زیر خاک

بر درِ بیت تو شرارت نشد
بر گُل روی تو جسارت نشد

ضربه به بازوت نزد هیچکس
لگد به پهلوت نزد هیچکس

*****

در وسط کوچه تو را می‌زدند
کاش به جای تو مرا می‌زدند
... 
ضربه‌ها خیلی اذیت کرد زهرا را ولی
ضربه‌ی قنفذ برایش دردسر شد، حیف شد

بی‌حیا طوری لگد زد پهلوی زهرا شکست
فاطمه از ضربه‌ی در بی پسر شد، حیف شد

هستی‌ام را با دو دست خود نهادم بین قبر
روزهای تیره‌ی من تیره‌تر شد، حیف شد

خاطرات خوب من نُه سال با زهرا گذشت
خاطرات خوب حیدر زود سر شد، حیف شد

همسرم را پیش چشمان ترم سیلی زدند
چادرش خاکی میان رهگذر شد، حیف شد

یا علی! یک استخوان بشکست از زهرای تو
کربلا این ارث هم سهم پسر شد، حیف شد

یا علی! با نعل بر جسم حسینت تاختند
پیکر پاشیده‌اش پاشیده‌تر شد، حیف شد

*****

این حرف دیگه پیشت بمونه
دیگه بیرون نمی‌رم از تُو خونه

خورشید من! جلوه‌ی نورت به من
چند روزیه نتابیده می‌سوزم
پامو می‌ذارم تُو کوچه مغیره
غلافشو نشون می‌ده، می‌سوزم

بعد تو از زندگی سیرِ سیرم
زانو بغل گرفته، گوشه‌گیرم
تا نبینم درو بیرون نمی‌رم
... 
میخ در و سینه‌ی زهرای من
وای من، وای من
کاش جای تو بودم و تو جای من
وای من، وای من
... 
بی سر شدی
هر لحظه کمتر شدی 
اندازه‌ی اصغر شدی
من بمیرم

مبهم شدی
خیلی حسین کم شدی
توی حصیر جمع شدی
آخ بمیرم

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج علی کرمی حضرت ام البنین (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت ام البنین (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت ام البنین (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج علی کرمی

نظرات