عجب رویای قشنگی که روحم داره میبینه جنازم واسه تبرک تو باب اُمُّ البنینه به رویام رسیدم بالاخره مادرم رو دیدم بالاخره چادرش رو لحظهی آخرم رو چشام کشیدم بالاخره بابُکِ مَفتوحٌ لِلراغِبین امشب اومدم اشکامو ببین صد و هشتاد و چهار با نذر فرج سینه میزنم میگم اُمُّ البنین اُمُّ البنین یا اُمُّ البنین...