نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بیا نگار آشنا شب غمم سحر نما مرا به نوکری خود، شها تو مفتخر نما ای گلِ ولا حسین معدن سخا حسین میکُشی مرا حسین... به کودکی دلم شده، اسیر و مبتلای تو خدا کند که جان دهم، به یادِ کربلای تو ذکرِ تو عبادتم، تشنهی شهادتم شاهِ کربلا حسین، میکُشی مرا حسین میکُشی مرا حسین... تجلیِ ولایتی، سرشته با گِل منی تمام هستیام تویی، تو صاحبِ دل منی سورهی کرامتی، آیهی محبتی یار رهنما حسین، میکُشی مرا حسین میکُشی مرا حسین... --- فرق من و پروانهی در این عصر به عالم پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت چه سان نعش تو بردارم؟ چه سان رو در حرم آرم؟ نه قوت در کمر دارم ابالفضل ای علمدارم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد