نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ادواتی که بوده در گودال دانه دانه مرور خواهم کرد کار من نیست روضهی مقتل مینویسم، عبور خواهم کرد نعل تازه به اسبها بستند تا بکوبند سینه را بهتر زنده بود و به جانش افتادند یک نفر نه، بلکه یک لشکر نوبت خنجر است در این شعر خنجری کند و کهنه و لب پر باز تأکید میکنم این را کند بود و خشکی حنجر کار افتاد دست سر نیزه که گرفتند تاب و جان حسین نیزهداری به پهلویش میزد نیزهای بود در دهان حسین بعد از آن سنگ بود و تیر و عصا وای بر من حسین تنها بود من بمیرم برای غربت تو آه این نالههای زهرا بود حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد