ما گناهکارهای آلوده پشتمان گرم شد به غفاران دل ما تنگ سامرا شدهاست ما و آقا، نَم نَم باران ما طلبکاران این کریم شدیم بسکه رو داده بر بدهکاران یوسف سامرا نگاهی کن ناز بفروش بر خریداران شیرها پوزه میکشند به پات تشنهی کشتن تو، خونخواران گر چه از زهر، حال مضطر داشت در دلش داغهای بدتر داشت **** چوبی به لبت نشسته دیدم دندان تو را شکسته دیدم چشمان تو را پرآب دیدم حسین جان... ****