نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دادی به دست دخترت با آه و زاری پیراهن خونین خود را یادگاری هرگز نشوید تا عطر مادر از آن ببوید (مظلوم مادر، مظلوم مادر) 2 پیمبری به قیامت ره نجاتش نیست مگر که با علی و فاطمه شود محشور ز خلد مائده آرد به احترام تمام اگر دهد به فرشته کنیز او دستور خدا گواست که تا پا به حشر نگذارد به جوش ناید غفّاری خدای غفور به سایه کرم کبریا شود تبدیل چو ناقهاش کند از آفتاب حشر عبور ز عطر و بوی خمیرش به وقت پختن نان به جای شعله دمد لاله از دهان تنور منو شناختن نور فاطمه هیهات کجا به قلّهی خورشید راه یابد مور عبادت ثقلین است بیولایش هیچ مباد زُهد فریبندهات کند مغرور الا به دوستیت جسم انبیا را جان الا به روشنیت چشم اولیا را نور تو قدر و کوثر تطهیر و نور و طاهایی به صفحه صفحهی قرآن نوشته این منشور قسم به مِهر تو، بیمِهر تو عبادت خلق به نزد حق ز گنه بیشتر بود منفور جمال غیب اگر غیب شد تواَش ناظر تمام خلقت اگر خلق شد تواَش منظور تو امر و نهی کن ای دختر رسول خدا که امر و نهی خدا از لب تو شد صدور به سایهی کَرَم کبریا شود تبدیل چو ناقهات کند از آفتاب حشر عبور شود برای تمام پیامبران معلوم که روز سلطنت فاطمه است روز نُشور به عرض تسلیتت گل اگر نیاوردم شرر زده است چه به بیت الولا خصم شرور کسی نبود به آن دیو سیرتان گوید که نقش ضربهی سیلی کجا و صورت حور چهل ساله که از داغ فدک دارم میسوزم خدا میدونه این کوچه چی آورده به روزم (یا زهرا، یا زهرا) 2 چهل ساله که زخمی همون روی کبودم چهل ساله میگم کاشکی تو اون کوچه نبودم به یک ضربه دو گوشواره شکست و شد پاره پاره کدوم مادر، کدوم بچه با این غم طاقت میآره (یا زهرا، یا زهرا) 2 چهل روز که از داغت گرفتارم از این صحرا به اون صحرا من آورهام (حسین جان، حسین جان) 2
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد