
مؤمن اسیرالله باشد نیست آزاد باید که تقوا داشت مثل میرداماد از گلشنِ قرآن گلِ تقوا بچینی شاید شبیه مجلسی او را ببینی دلهای ما هر لحظه دنبال بهانه است با هر بهانه سوی این خانه روانه است رسم است بین ملّت ایران که باید هر کس شبِ یلدا به نزد مادر آید ما مادری داریم بهتر از دو عالم دلدادگانش هاجر و حوّا و مریم ما کیستیم او مادرِ هفت آسمان است هستی اگر جسم است او روح است و جان است ای از تمام مهربانها مهربانتر بر حال زار عاشقان خویش بنگر بانوی مریمها، کنیزِ کبریایی یلدای ما نه! لیلة القدرِ خدایی ترکیب آب و آتشم درمان و دردم گیسوی یلدا را شبی تجزیه کردم دیدم که در فرهنگ ما "یل" پهلوان است "دا" نیز آن مادر که خیلی مهربان است با این حساب ای عاشقانِ اهلِ معنا یلدا برای من علی بودست و زهرا آری شب یلدا شبِ مادربزرگ است جشنِ شنیدن از لب مادربزرگ است