
دیر کردی، تغییر کردی همین الآن رقیهتو پیر کردی حسرت یک استراحت بر دل من مانده است میروم قدری بخوابم شمر با پا میزند **** بانیِ سرگرمیِ هر روزهی زجرم پدر بیحیا یا میکِشد موی مرا یا میزند **** بی تو من دق کردمو پنهون کردم پهلو دردمو اسیر زجر نامردمو تنهایی دنبالت میگردمو اونقد زد غش کنم چون میخواد خواهش ازش کنم میگفت: زدم بیچارهش کنم تا خون به دل عمّهش کنم **** همش منو کشید شبیه وحشیا همش میگم عمو زجرو نبخشیا میمیرم آخرش اگه نباشیا موهامو میگیره از پشت **** این پهلو ناقص، این بازو بیحس ما رو چرخوندن مجلس به مجلس گفتم با چشم تر مستی اسم بابامو نبَر تا اینو گفتم شد دردسر سیلی خوردم جای چند نفر عمّه گریونِ تو توی دستامه دندونِ تو زجرو هم ببخشم جون تو نمیگذرم من از خون تو سر تو رو بُرید شبیه وحشیا همش میگم بابا شمرو نبخشیا بیرحمه بیادب چی شد مگه افتادم عقب؟ به جونم افتادی روز و شب واسم نمونده دندون و لب بیرحمه بَددهن با عمّهم اینجوری حرف نزن گفتم به مردم به مرد و زن سنگارو بندازین سمت من سنگ زدن به ما شبیه وحشیا کوفه رو حتی بخشیدی شامو نبخشیا تو مجلس حرام پیش ما باشیا **** شنیدم که اربعین جا موندی دلگیرم من به جای تو زیارت میرم یا رقیه میگم و میمیرم، آی **** هرجا که به پرچمش نگاهت افتاد حرم رقیهست تنها حرمی که روضهخون نمیخواد حرم رقیهست اومدم زیارتت با گریه، با زاری تو هنوزم وسط بازاری خیلی روضهی نگفته داری، وای سلام خانم ایتُهَا الصدّیقَةُ الشهیده ای نوهی مادرِ قد خمیده گنبدتم مثل موهات سفیده