
(خبر گریهی گرفتاران میرسد شب به شب به دلداران)۲ (این قبیله به فکر ما هستند )۲ پیرشان کرده غصهی یاران نخ تسبیحشان که میچرخد سرپا میشوند بیماران سر به دیوار اهل بیت زدیم خوش به احوال سر به دیواران ما گنهکارهای آلوده پشتمان گرم شد به غفاران دلما تنگ سامرا شده است ما و آقا و نمنم باران ما طلبکار این کریم شدیم بس که رو داده بر بدهکاران یوسف سامرا نگاهی کن ناز بفروش بر خریداران شیره ها پوزه میکشند به پات تشنهی کشتن تو خونخواران اهل عالم غم و محن بس ماست این که بیکس شده همه کس ماست گرچه از زهر حال مظطر داشت به دلش داغ های بدتر داشت حجره از ناله ی انا العطشان حال و روزی شبیه محشر داشت علی بن جواد این آخر ذره ای خاک کربلا برداشت آب شرمنده ی لبانش شد اثر تشنگی به حنجر داشت انقدر بین حجره می غلطید جای خونمردگی به پیکر داشت بعد ازآن مجلس شراب فقط از غم عمه دیده ی تر داشت این لباسش اگر چه خاکی شد باز آقا لباس دیگر داشت گرچه سردرد اذیتش میکرد هرچه هم بود لااقل سر داشت دور و بر خنجری به دستی نیست قاتلش را کجا برابر داشت دخترش گرچه داغدارش بود پشت صد پرده بود معجر داشت روضه من فقط همین جمله ست پسرش را کنارش آخر داشت کربلا داغ بر دلم خورده وای از آن تشنه ی پسر مرده ای پسر من پدر پیر توام پدر پیر زمین گیر توام