نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خبر گریهی گرفتاران میرسد شب به شب به دلداران این قبیله به فکر ما هستند پیرشان کرده غصهی یاران نخ تسبیحشان که میچرخد سرِ پا میشوند بیماران سر به دیوار اهل بیت زدیم خوش به احوال سر به دیواران ما گنهکارهای آلوده پشتمان گرم شد به غفاران دل ما تنگ سامرا شده است ما و آقا و نم نم باران! ما طلبکار این کریم شدیم بس که رو داده بر بدهکاران یوسف سامرا نگاهی کن ناز بفروش بر خریداران شیرها پوزه میکشند به پات تشنهی کشتن تو خونخواران اهل عالم غم و محن بس ماست اینکه بی کس شده همه کس ماست گرچه از زهر حال مضطر داشت به دلش داغهای بدتر داشت بعد از آن مجلس شراب فقط از غم عمه دیدهی تر داشت این لباسش اگر چه خاکی شد! باز آقا لباس دیگر داشت! حجره از نالهی انا العطشان حال و روزی شبیه محشر داشت علی بن جواد این آخر ذرهای خاک کربلا برداشت آب شرمندهی لبانش شد اثر تشنگی به حنجر داشت انقدر بین حجره میغلطید جای خونمردگی به پیکر داشت گرچه سردرد اذیتش میکرد هرچه هم بود لااقل سر داشت دور و بر خنجری به دستی نیست قاتلش را کجا برابر داشت؟! دخترش گرچه داغدارش بود پشت صد پرده بود معجر داشت روضهی من فقط همین جملهست پسرش را کنارش آخر داشت ****** روضه نفسگیره دلم کبابه این ماجرا حتی فکرش عذابه مرثیه خون امشب سنگین ترین روضهاش بزم شرابه بی عمامه پا برهنه کشون کشون بردنت پیش چشم اهل بیتت با چشم خون بردنت به گناه بی گناهی به قصد جون بردنت ولی از کوچه و بازار نه میون خندهی انظار نه به تو حرف بد زدن اما جلوی چشم علمدار نه بی حیا با خبر از مقام والای تو جامشونو پر میکردند جلوی چشمای تو بردنت تو مجلسی که نبود اصلاً جای تو ولی با اهل و عیالت نه با گلای خستهحالت نه شنیده حرف کنیزی رو دختر کم سن و سالت نه ****** خیز از جا و آبرویم را بخر عمه را از بین نامحرم ببر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد