تو که دل میبری با یک نگاهی2 نگاهی هم به ما کن گاه گاهی به هر جا بشنوم نام نکويت به شوقت میکشم از سينه آهی (تو که بيگانگان هم میپذيری بده يک گوشهای ما را هم پناهی) ۲ نگردانم از اين در رو به سويی تو را خواهم بخواهی يا نخواهی من آن آلودهای هستم که جز تو ندارم سر پناهی تکيهگاهی ***** با چشم اشکبار عَلَیکُنَّ باالفرار با قلب داغدار عَلَیکُنَّ باالفرار وقتی کمان حرمله، شلاقِ دست شد از گوشه و کنار عَلَیکُنَّ باالفرار ***** لشکری از مغیره میآمد۲ خیمه غارت شد و در آتش سوخت غیر زهرا به هیچ معصومی اینقدر گرم احترام نشد ***** آه زینب کجا و بزم یزید3 او کجا و جواب ابن زیاد بردنِ شاهزادهای چون من به اسیری به یک طرف اما در سفر اینقدر غل و زنجیر، گردن بنده و غلام نشد زینب کجا و کوچه و بازار وای وای زیتب کجا و مجلس اغیار وای وای زینب کجا و ملأ عام وای وای حسین...