تصویر امین قدیم - این مصاف نابرابر بود
تبلیغات نوا

این مصاف نابرابر بود

[ امین قدیم ]
این مصاف نابرابر بود
تعدادشون از چهل تا بیشتر بود
از روی در رد می‌شدن زهرا 
زیرِ درَم چشمِش به حیدر بود 

امون از غما، که نامَحرما 
قدم می‌زدن توی خونه جلوی چِشاشون 
در افتاد ولی، صدا زد علی 
بیا فضّه زهرا رو از چشم مَردُم بپوشون 

این که افتاده زمین همسرشه 
در به جای چادرش رُو سرِشه 
همه دلواپس پهلوی اونَن 
اون به فکرای دستای حیدرشه 

سیلی زدن یا خوردی به دیوار 
بَرگرد حسن رو از زمین بَردار 
گفتن حسن گوشواره‌ی زهراست 
گم شد حسن تُو کوچه‌ها انگار 

شکست حیدرِت، کجا خورد سرِت 
نشسته نشسته به خونه رسیدی، شنیدم 
با فریاد زدن، سرِت داد زدن 

یکی نیست شبا چیزی بندازه روت 
هنوز خونِ تازه میاد از گلوت 
لباسِت رو بُردن بِره آبروت 

حیا نداره 
عبا نمیاره روی تَنِت بذاره 
وِلوِله می‌کرد
پیرهنِتو می‌بُرد و بازَم گِله می‌کرد

با فریاد زدن، سرِت داد زدن 
غرورِت شکست کاش به فریاد تو می‌رسیدم

می‌کِشن حوریه‌ها ناز تو رو 
زدن انگاری بی‌اندازه تو رو
 مونده روی صورتِت یه جای دست 
از روی پوشیه زد تازه تو رو
 
می‌سوزه تَنِت، لگد کردنِت 
نود روزه که دردِ پهلوت نذاشته بخوابی
غلاف بد نشست، تو دستِت شکست 
با اشکات هنوز یادِ دستای بین طنابی

جَوونِ پیرشده‌ی عصابه‌دست
دلم از دیدنِ سوختنِت شکست
بی‌ملاقاتی‌بودن یه کاری کرد 
چشم تو منتظر اَجَل نشست 

*****

(با صورتَم چی‌کار کنم؟
بِهِم بگید بگید کجا فرار کنم؟)
 ...
(این بازو بی‌حس، این پهلو ناقص 
ما رو چرخوندن، مجلس به مجلس)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امین قدیم حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های امین قدیم

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد