به کودکی من کوه وقارم بداند عالَم حسن تبارم منم منم عبد خدا پارهی قلب مجتبی (عمو حسین جان)۳ زِ خیمه دیدم زمین تکان خورد به پهلوی تو نُک سنان خورد میانِ پنجه موی تو به زیر پا گلوی تو (عمو حسین جان)۲ چه نامرتب سَرم جدا شد به سینهی تو تنم رها شد کنار تو به ضربهها شدم به چکمه جا به جا (عمو حسین جان)۳ صدای ارباب به گوش آید خون محبان به جوش آید انا قتیل العبرات منم سفینهی نجات (ای اهل عالَم)۲ من که آزادهای از نسل امیرِ جمَلم نه فقط دودهای از شاهِ غدیر جمَلم در صف کربُبلا نیر سفیر جمَلم سربلندم که پسر بچهی شیر جمَلم این که از حربهی جنگی که به کف میآرم ذکر تحسین به لب شاه نجف میآرم سر تعظیم فرود آورم ای عمه ببخش عجله دارم اگر مضطرم ای عمه ببخش آخه مانده تنها به خدا رهبرم ای عمه ببخش آسمان را به زمین دوختم از این طوفانم بر عمویم سپری سازم از این دستانم