نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بر دل اهل قلم انگیزه تقریر نیست قصهی تنهایی ما قابل تحلیل نیست داغ دوری یا غم کوری چه فرقی میکند در دل قرص زلیخا ترسی از تردید نیست در مسیر عاشقی طعنه شنیدن لازم است راه وصل دوست غیر از جادهی تحقیر نیست آه یعنی سخت دلتنگم برای دیدنت نالهی عشاق را بهتر از این تفسیر نیست قهر تو تنها برای کشتن ما کافی است ذبح ما را احتیاجی به دَم شمشیر نیست با همین قد خمم بار غمت را میکِشم تا ببینی نوکر آوارهی تو پیر نیست تا خودت پاکم نکردی خواهشا خاکم نکن مردن این گونه هرگز درخور تحقیر نیست زود میمیرم اگر بین نجف خاکم کنی بیچاره اون که حرم رو ندیده بیچارهتر اون که دید کربلاتو حسین... بگو از کبوترای ابالفضل چه خبر بگو از گلدستههای ابالفضل چه خبر خیلی وقته که لیلامو ندیم اذون حرمش رو نشنیدم قربون صوت اذان حرمت مافوق حد بیان حرمت کاش میگفتن زهرا راحت از در دور شو کاش میگفتن که با مسمار آن درگیر نیست گریه کنید مادرِ ما بیگناه بود گریه کنید مادر ما پا به ماه بود قسم بر اشکهایی که ز چشمانِ تر افتاده که بسترسازِ عالَم در میان بستر افتاده ز سر تا پای او رد شیاری خوب معلوم است مشخص میشود از این نما رویش در افتاده همین پهلو به پهلو کردنش هم دردسر دارد اگر فضه نگیرد گردن او را سر افتاده علی زانو بغل کردن نمیدانست قبل از این ز پا افتاده این هم سر چرا که همسر افتاده ز دستی که شکسته هیچ کاری بر نمیآید کمک از خادمه میخواست وقتی معجر افتاده علی فهمید چیزی از تن زهرا نمانده است این زندگی میشه دو بخش اینو قبول دارن همه علیِ قبل از فاطمه علیِ بعد از فاطمه تو جای همه پشت در میگی مولا سلام علیکم شنیدی تو هم که نمیدن جواب سلامم رو مردم میدونم که سخت میگذره با علی سخت شده دیدن تو تو زخم تنت بیشتره یا علی من میدونم تنت رو ای نگار من خداحافظ بی قرار من خداحافظ آه ای یارالی خداحافظ زخمی علی خداحافظ میمیرم ولی خداحافظ
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد