
افتادی و من افتادم، باز یاد حسن افتادم وقتی رو تنت نعلا رو دیدم نیزه رو دیدم تو پهلوت یاد اون تنی افتادم که با تیرا دوخته شد به تابوت سخته واسه من فراقت قاسم خندیدن همه به داغت قاسم باز دارن میان سراغت قاسم، واویلا روی من نبند چشاتو قاسم رو زمین نکش پاهاتو قاسم مادرت شنید صداتو قاسم، واویلا (یادگار مجتبی قاسم) ۳ واویلا سنگایی که روت افتادن، نقل مجلس دومادن گل بودی گرفتن گلابتو عطرتو پیچیده قاسم خونِت از رو نعلای اسباشون رو زمین چکیده قاسم کشتیِ به خون نشسته قاسم کی حنای موتو بسته قاسم دندههات همه شکسته قاسم، واویلا غصهی عمو همینه قاسم بردمت سینه به سینه قاسم اما پات روی زمینه قاسم، واویلا (یادگار مجتبی قاسم) ۳ واویلا