نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میره سمت میدون غزال حسن قدم میزنه با جلال حسن داره میدرخشه به زیر نقاب جمال حسن یه لشگر زده با دعای حسن رجز میخونه با صدای حسن فدا میکنه جونُ پای حسین به جای حسن نمیخواد بی حسین باشه عمو تمام دنیاشه که این رجز رو لبهاشه میخونه ان تنکرونی آه، دل حسین با خودش کشیده آه، بازم وقت خداحافظی رسیده آه، بمیرم که آقا رنگش پریده (آه، عمو جانم)۴ چه گرد و غباریِ تو کربلا یتیم حسن بین این کوفیا تا افتاد زمین از رو مرکب میگفت عموجون بیا زیر دست و پا قد کشید پیکرش چه خونی داره میریزه از سرش حسین قاسمش رو بغل میکنه با چشم ترش غم و درد آقا اینِ خدا از روی کینه بازم شکسته یک سینه مثل بانوی مدینه آه، میاره روی لبها چون یتیمی آه، یتیمی درد بی درمون یتیمی آه، یتیمی خاری دوران یتیمی (آه، عمو جانم)۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد