
یک طرف غرقِ خون، مشک آب بر زمین یک طرف زادۀ، بوتراب بر زمین ای همیشه تکیهگاهم، دستِ تو میانِ راهم بعد تو چهها شَود با، کودکانِ بیپناهم دلاورِ لشگرِ من امیدِ آبآورِ من بمان بمان در بر من (اخا اخا یا ابالفضل)3 **** مثل این اَبرویی، که زِ هم، وا شده از غَمِ رفتنت، قامتم تا شده تو به خاکِ این بیابان، من کنار تو پریشان رفته تا حَرم صدای، خندههای نیزهداران به خیمهها قحط آب است به انتظارت رباب است نبودن تو عذاب است (اخا اخا یا ابالفضل)3 **** دیدنِ زخمِ تیر، میزند آتشم گوییا نیزه از، چشم تو میکِشم غرق خون سَرو روی تو، بر زمین دو بازوی تو بانوی شکسته پهلو، دم گرفته پهلوی تو من آمدم دَر بر تو خودَم شوم مادر تو فدای زخمِ سر تو (اخا اخا یا ابالفضل)3 ****