
من قمر آل الله عباسم من سپر ثارالله عباسم پرچمدارِ سپاهم و بصیرت است مرامِ من این چشم و دست و این سرم فدائیِ امام من وای وای وای سُلالهی زهرا وجود این سقا فدای تو مولا وای وای وای حسین اخا المظلوم در قدمت افتاده دستانم تیرِ غمت در چشمِ گریانم از سقا بگذر و برو که من خجل زِ اصغرم این مشک پاره پاره را به جای من ببر حرم وای وای وای نمانده نیرویم بریده بازویم شکسته ابرویم وای وای وای حسین اخا المظلوم گر برسی دریابی سقارا بر سر من میبینی زهرارا جای ام البنین ببین که مادرت رسیده است دیدم از پشت ابر خون که قامتش خمیده است وای وای وای ز غم کبابم کرد پسر خطابم کرد خجالت آبم کرد وای وای وای حسین اخا المظلوم