
(ای صاحب مشک و علم، ای برادر جان سقای طفلان حرم، ای برادرجان چشم و چراغ لشکرم، ای برادرجان)۲ (رخصت بده تا در رهت جان برافشانم)۲ از غربت تو آمده بر لبم جانم (سقایم و شرمندهی چشم طفلانم)۲ (ای صاحب مشک و علم، ای برادر جان)۲ سقای طفلان حرم، ای برادرجان (چشم و چراغ لشکرم، ای برادرجان)۲ (تو میروی و میرود از تنم جانم ای دست تو دستان من، مرد میدانم)۲ (طوفان بهپا کن گرچه من بی تو بارانم)۲ (ای صاحب مشک و علم، ای برادر جان)۲ سقای طفلان حرم، ای برادرجان (چشم و چراغ لشکرم، ای برادرجان)۲ (افتادهام بر روی خاک، ای برادرجان)۲ گویم اخا ادرک اخاک، ای برادرجان مولای من روحی فداک، ای برادرجان (ای صاحب مشک و علم ای برادر جان)۲ سقای طفلان حرم، ای برادرجان (چشم و چراغ لشکرم ای برادرجان)۲ (این بوی یاس چادر مادرم زهراست)۲ شد رود خون، چشم تو و چشم من دریاست (سردار من فرماندهات بعد تو تنهاست)۲ (ای صاحب مشک و علم ای برادر جان)۲ سقای طفلان حرم، ای برادرجان (چشم و چراغ لشکرم ای برادرجان)۲