
امیرِ، سپاهم، برادرت را یاری كن ز جا خیز، دوباره، برای من سرداری كن خیمه ها را، خانه ی ماتم كردی سایه ات را، ز سر من كم كردی كمرم را خَم كردی اباالفضل، برادرم 3 الهی، بمیرم، نبینم اما اشكت را فدای، سرت كه، نشد بیاری مشكت را كودكانی، كه سراغت را گیرند بی تو عباس، پس از این در زنجیرند تو نباشی می میرند اباالفضل، برادرم 3 تو یك سو، فتادی، علم به یك سو افتاده سر راه، جدا از، تنت دو بازو افتاده این جماعت، به خدا كه نامردند با چه چیزی، مه من نصفت كردند چه به روزت آوردند اباالفضل، برادرم 3