نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قسم به جانهای بر لب رسیده به خون دو دست بریده به مشک و به فرق دریده ( حسین تنهاست ) 4 دریا دریا غربت میچکد ز چشمان سقا سقایی اینچنین نیامد در دنیا تر نشد از آب، کام اباالفضل همیشه زندهست، نام اباالفضل *** امان ز گرمای سوزان خیمه ز لبهای عطشان خیمه در آوای طفلان خیمه ( عطش بالاست ) 2 آرزوی خیمهها رفت بر باد مشک پاره و علم بر خاک افتاد احوال طفلان در اضطراب است به راه سقا چشم رباب است *** خدا دگر آب به لبها حرام است دگر کار خیمه تمام است به دور عمو ازدحام است سرش دعواست حسین تنهاست وای از غم برگشت پدر ولی با قد خم وای از غارت و نگاه نامحرم حرم پس از او چه بیپناه است نگاه دشمن به خیمهگاه است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد