نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من ابوفاضلم، زاده ی ام البنینم پور شاه ولایت، امیرالمومنینم دست من از تن، اگر جدا شد زنده و جاوید، دین خدا شد می وزد از دل علقمه، بوی گل یاس آمده حضرت فاطمه، بالین عباس لب تشنه سقا، بر دل دریا جان می دهد در، مقدم زهرا آه و واویلا *** بین صحرا حسین، خون جگر قامت خمیده با چه حالی زند، بوسه بر دست بریده با دیده ی تر، پیش برادر تسلیتش شد، خنده ی لشكر آه و واویلا *** عشق زینب دگر، ای خدا یاری ندارد بعد از این غارت، خیمه ها كاری ندارد بعد از علمدار، عترت اطهار گردد اسیرِ، كوچه و بازار آه و واویلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد