دست علمدار حرم با شمشیر افتاد

دست علمدار حرم با شمشیر افتاد

[ حاج محمدرضا طاهری ]
دست علمدار حرم با شمشیر افتاد ...
مشک پر از آب سکینه با تیر افتاد ...
گرچه گشته جدا دستم ؛ تا به ابد هستم یار امامم ...
گرچه خورده عمود این سر ؛ تا نفس آخر فکر خیامم ...
سوی حرم نگاهش به چشمان خون بار ...
پشت و پناه زینب ، علمدار علمدار ...
روضه از این لحظه به اوج احساس آمد ...
العطش خیمه به گوش عباس آمد ...
خیمه غرق غم و اشک است ...
می رود و مشک است بر کف سقا ...
سقا در طلب آب است ...
تشنه لب آب است بر لب دریا ...
هر چه که شد ابالفضل علم را نگه دار ...
پشت و پناه زینب ، علمدار علمدار ...
مانده حسین بی کس و این غم کشته او را ...
داغ ابالفضل شکسته پشت او را ...
آمد دیدن او زهرا ، روی لب سقا ادرک اخاک است ...
گشته سینه پر از درد و دست و علم هر دو بر روی خاک است ...
جان رقیه برخیز حرم مانده بی یار ...
پشت و پناه زینب ، علمدار علمدار ...

پربازدید‌ترین‌های نوحه حاج محمدرضا طاهری حضرت عباس (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های نوحه حضرت عباس (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت عباس (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات