
ای نگهدار خیمه میر وسالار خیمه بی تو افتد گره در كارخیمه عمرمن دیگر كم شد بی تو وقت قتلم شد دیدم از پا افتادی قدم خم شد یا ابوفاضل عباس جانم عباس تا كنون كس ندیده نه ز جایی شنیده تشنه ای بر لب آب آرمیده جان طفل گهواره رفته از مشك پاره مادر اصغر حالا شد بیچاره یا ابوفاضل عباس جانم عباس خیمه را خون جگر كرد آنكه شق القمر كرد یك حرم را پس از تو دربدر كرد مرگ نام آور سخت است جنگ بی لشكر سخت است بعد تو دیگر حفظ معجر سخت است یا ابوفاضل عباس جانم عباس