
بیاضطراب جان بده بانو کفن رسید غیر از حسین، سهمیهی پنجتن رسید احمد، علی و فاطمه با تو چهارتان این پنجمی به حکم خدا بر حسن رسید مادربزرگِ کربوبلا، جان تو قسم با هر فراز روضه به لب، جان من رسید گودال قتلگاه کجایی دَم غروب؟ کار کبوتر تو به پَرپَر زدن رسید بیش از هزار و نهصد و پنجاه ضربه خورد بر تک تک سپاه کمی از بدن رسید از دور پیکرش همه با دست پُر روند بر یک نفر عبا و یکی پیراهن دنبال شال دور کمر بود ساربان اما نگاه او به عقیق یَمن رسید