بالاتر از بالایی و بالانشینی
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن10
بازدید6.1K
بالاتر از بالایی و بالانشینی هر چند با ما خاکیان روی زمینی شایستهی وصف زبانِ کردگاری نه درخورِ توصیفهای اینچنینی دَه روزِ آغازِ مرا حُسنِ ختامی یعنی دعای هر شبم را آمینی انگشتر پیروزیِ دین خدا را تو با بهای جان و اموالت نگینی طَردِ تو از سمت قریشیهای مکّه باعث نشد یک لحظه هم از پا بشینی نام تو از لبهای پیغمبر نیفتاد در هر کجا همراه ختمُ المرسلینی مثل فدک نام تو را هم غصب کردند تو بهترین مصداق اُمُّالمومنینی حالا ببین نسل تو، دنیا را گرفته با این حساب اول شما اُمُّالبنینی این روزهای آخر عمر خودت را هر روز با یک غصّهی تازه قرینی رخسارهی تو رنگ رفتن را گرفته احساسِ تلخِ لحظههای واپسینی اما در چشمهایت اشک، حرفِ درد دارد انگار از یک قصّهی دیگر غمینی دلواپس ایّام تلخ روزگاره بعد از فراقِ رحمتُ للعالمینی دلواپسِ یک سینهی بیتاب هستی دلواپس یک میخ داغ و آتشینی رفتی که زهرا دخترت را در هجومِ چهل مردِ نامرد و فشار دَر نبینی ای کاش بودی تا در آغوشش بگیری وقتی که آنجا گفت: یا فضّه خُذینی از همسرت جای کفن پیراهنش را میخواستی، اما چرا با شرمگینی؟