بیاضطراب جان بده بانو کفن رسید غیر از حسین سهمیهی پنجتن رسید مادربزرگ کرب و بلا جانِ تو قسم با هر فرازِ روضه به لب جان من رسید گودال قتل گاه کجایی دَمِ غروب کار کبوتر تو به پرپر زدن رسید بیش از هزار و نهصد وپنجاه ضربه خورد بر تک تک سپاه کمی از بدن رسید از دور پیکرش همگی دستِ پُر رَوَند بر یک نفر عبا و یکی پیرهن رسید بوریایی که در آن جمع شد اعضای تنت بود پاره ولی از جسم تو سالمتر بود خواهش میکنم برید کنار من خودم خاکش میکنم منّت میکشم خاکش کنم نفس راحت میکشم