از درد غربت داشت كوثر گريه میكرد زهرا به روی قبر مادر گريه میكرد خاک مزار مادرش را میگرفت و با دست خود میريخت بر سر گريه میكرد ياد گذشته ياد آينده برای اين مادر و دختر پيمبر گريه میكرد گرم تماشای عزاداریِ آنها يک گوشهای آرام حيدر گريه میكرد تكرار شد اين قصّه، اما در دل شب اينبار زينب زار و مضطر، گريه میكرد بر روی قبر مخفیِ مادر به يادِ آن شعلهها و ياس پَرپَر، گريه میكرد وقتی كه خون تازه از مسمار میريخت انگار بر حال علی دَر گريه میكرد صيّادها با تازيانه حمله كردند وقتی که زنهای قریشی تنها گذاشتند تو رو مادر مونس تنهاییت شدم من که خاطرت نشه مکدّر مسافرِ من ولی حرفاش از دوری و هجرونه مسافرِ من ولی حرفاش دلم رو میلرزونه مسافرِ من ولی برام روضه میخونه روضه میخونه، یومّا أنا المظلوم، یومّا أنا العریان یومّا أنا الغریب، یومّا أنا العطشان وقت ولادت من اومد، هودجیو نشست روی فرش چهارتا بانو که رسیدند برای یاریِ تو از عرش بازم اومدن ولی اینبار کنار رأس بیتن بازم اومدن ولی اینبار دور تنورن با من بازم اومدن ولی اینبار سینه میزنن
بهترین
دانلود شده هارو پیدا نمیکنم چرا