
ای همه افتخار پیغمبر اولین بیقرارِ پیغمبر میرسد ریشهاش به تو بانو جودِ ایل و تبار پیغمبر چه کسی مثل تو در این عالم هستیاش شد نثار پیغمبر بهخدا مایهی مباهاتی تو و حیدر کنار پیغمبر بی تو از چشمها حیا افتاد بی تو پیغمبر زِ پا افتاد خوب شد رفتی و ندیدی تو خانهای بین شعلهها افتاد یادگارت نفس نفس میزد لرزه بر جان مرتضی افتاد کودکی پیر شد مادر فاطمه روی خاک افتاد