کار تنش زیاد ولی وقت من کم است

کار تنش زیاد ولی وقت من کم است

[ حسین طاهری ]
کارِ تنش زیاد، ولی وقت من کم است
یک شب برای شست و شوی این بدن کم است

بانوی من نحیف نبود، این‌چنین نبود
وقتی نگاه می‌کنمش ظاهراً کم است

در زیر پارچه ورمش گم نمی‌شود
آن‌قدر واضح است که یک پیرُهن کم است

باید چگونه جمع کنم این بساط را؟
فرصت کم است و آب کم است و کفن کم است

مسمار را خودم زده بودم به تخته‌ها
باید بمیرم آه، پشیمان شدن کم است

گیرم حسین دق نکند این‌چنین ولی
گریه بدون داد برای حسن کم است

آئینه آمدی و ترک خورده می‌روی
یعنی برای بردن تو چهار زن کم است

پیراهن حسین که کارش تمام شد
پس جای غصّه نیست اگر یک کفن کم است

یادش به خیر موی تو را شانه می‌زدم
افتاده دست شمر همه خاطرات من

***
من ایستاده بودم دیدم که مادرم را 
دشمن گَهی به کوچه، گاهی  به خانه می زد 
گردیده بود همدست قنفذ با مغیره 
این با غلاف شمشیر، او تازیانه می زد

پربازدید ترین شعر روضه حسین طاهری محرم و صفر حضرت زهرا (س)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر حضرت زهرا (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زهرا (س)

محبوب ترین حسین طاهری

نظرات

امیرعلی حیدریانامیرعلی حیدریان

یا زهرا