نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(پشت خونه هیزمه، آتیش میون دست مردمه صدای نالههای مادرم، میون این سر و صداگمه)۲ پشت خونهی امام، چرا شده دوباره ازدحام صدای التماس فاطمهست، میگه چی شدسفارش بابام چقدر نفس نفس میزد، تا دیگه قامتش تا شد بمیرم آخرش در با لگد باز شد وای مادر... بین شعلهها زدن، عزیز حیدرو چرا زدن اگه زدن یکی بگه چرا، جلوی چشم مرتضی زدن توی کوچهها زدن، چه وحشیانه بی هوا زدن گناه مادرم مگه چی بود، چهل نفر باهم چرا زدن میون یک مشت نامرد، میگن که مادر افتاد به کی بگم این غم رو، با سر افتاد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد