
یه عالمه زخم، یه عالمه دود یه عالمه هیزم، یه یاس کبود خدایا ببین، شکستن اینا، حرمتارو چه زود کسی می دونه، گناه یتیمِ، مدینه چی بود تو خونه ای که عزا داره معرکه و آشوب نمی شه کبوتر که ای خدا رویِ سینه ی در میخ کوب نمیشه میلرزه صداش، میسوزه تنش چقدر میونه، کوچه ها زدنش زیر پاها بود، گمون کنم انگار نمی دیدنش دیدم که شده پرِ ردّ پا، چادر و پیرهنش تا که دستش، با غلاف تیر از پَرِ شالِ، حیدر افتاد بمیرم من، ضربه ی نامرد بسکه سنگین بود، با سر افتاد