روبه راه نشد یه جور از پا افتاد که پا نشد

روبه راه نشد یه جور از پا افتاد که پا نشد

[ حاج محمدرضا طاهری ]
روبه‌راه نشد
یه جور از پا افتاد که پا نشد
از اون روز چشماش دیگه وا نشد 

مادرم نشست 
چه‌جوری زد که با یه ضربه دست 
با هم دوتا گوشواره‌هاش شکست

تو راه برگشت به خونه
دیدم چشماش رنگ خونه
با گریه می‌گفت که این راز عزیزم پیشت بمونه

کاش می‌شد، چادر خاک‌آلودو 
که زیر پاها بودو علی نبینه 
کاش می‌شد زخم روی اَبرومو 
کبودی‌های رومو علی نبینه 

غم روی غمه 
توی قلبم آشوبِ عالَمه
که هر روزم صدتا مُحَرمه 

مردنم کمه 
برا دردی که توی قلبمه 
آخه زمین افتاد پیش چشم همه

تو سینه دارم نهفته
هزارتا حرف نگفته 
الهی که مادرتون جلو چشماتون نیفته

دیدم که دستاشو برده بالا 
من قد کشیدم اما مادرم افتاد 
دیدم که چادرش هم شد پاره 
آخ شکسته شد گوشواره

پربازدید ترین زمزمه حاج محمدرضا طاهری محرم و صفر حضرت زهرا (س)

پربازدید ترین زمزمه محرم و صفر حضرت زهرا (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زهرا (س)

محبوب ترین حاج محمدرضا طاهری

نظرات