نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دل میسوزه، در میسوزه غنچه پَرپَر، زخمی مادر، سر میسوزه در میسوخت و دیوار هم خون گریه کرد حتی اینجا مسمار هم خون گریه کرد نامردا آتیش به دریا میزدن دستاشون پُر بود و با پا میزدن ای وای مادر، ای وای مادر... تا یار افتاد، کرّار افتاد دست قنفذ از بس که زد، از کار افتاد درمون درد رو بیدردا میزدن ناموس عالم رو مَردا میزدن ارکان این دنیا از هر سو شکست هم سینه، هم پهلو، هم بازو شکست *** خدای من، خدای من عریانه بچهی باحیای من خدای من، خدای من سر بریدن بچهامو رو پاهای من بُنَیَّ بُنَیَّ، بُنَیَّ بُنَیَّ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد