
تو کوچه ها میگن صدا میزد حسن جلو چشای من مادرمو نزن راهمونو نبند به گریه هام نخند زورت رسید به زن مادرمو نزن نزن که آه مادرم دامنتو یه روز میگیره بابام اگه مادرمو ببینه این جوری میمیره این کوچه قتلگاهمه قاتل جون منه دستت کبوده کل صورتش الهی که بشکنه دستت آی مادر بمیرم برات مادر نازنین هی میخوری زمین گریه هامو ببین روی خاکا نشین رمق نداره پات نمیبینه چشات چی بدتره از این روی خاکا نشین رو چادرت روصورتت انگاری لکه های خونه همش به من میگی حسن یه وقت بابا چیزی ندونه چی کار کنم، کجا برم به کی بگم که چیه دردم؟ دارم رو خاک کوچه ها دنبال گوشواره میگردم آی مادر بمیرم برات